تله‌های روانی در روزهای زمستانی

تله‌های روانی در روزهای زمستانی

همشهری آنلاین، فاطمه عباسی:با تغییر زاویه تابش خورشید و کوتاه شدن روزها، بسیاری از ما تغییراتی را در خلق‌وخوی خود احساس می‌کنیم که فراتر از یک دلگیری

همشهری آنلاین، فاطمه عباسی:با تغییر زاویه تابش خورشید و کوتاه شدن روزها، بسیاری از ما تغییراتی را در خلق‌وخوی خود احساس می‌کنیم که فراتر از یک دلگیری ساده عصر جمعه است. روان‌شناسان معتقدند بخشی از این اضطراب زمستانی، ریشه در فیزیولوژی ما دارد؛ کاهش نور طبیعی، ریتم شبانه‌روزی بدن را به هم می‌ریزد و تولید هورمون‌های حیاتی مثل سروتونین و ملاتونین که مسئول شادی و خواب هستند را مختل می‌کند. اما این تمام ماجرا نیست؛ خطر اصلی در «عادت‌های پنهانی» است که ما در واکنش به سرما داریم.

نخستین دام، «پناه بردن افراطی به خانه» است. وقتی هوا تاریک و سرد است، خانه امن‌ترین نقطه جهان به‌نظر می‌رسد، اما همین امنیت کاذب، بستری برای نشخوار فکری و اضطراب فراهم می‌کند. ماندن طولانی در فضای بسته، آن‌هم بدون نور طبیعی، ذهن را در دایره‌ای از افکار مزاحم گرفتار می‌کند. در این شرایط، بسیاری از ما به جای معاشرت، به صفحه نمایشگرها پناه می‌بریم. غرق شدن در شبکه‌های اجتماعی و مقایسه دائم زندگی به‌ظاهر گرم دیگران با روزمرگی سرد خودمان، تنها بذر ناامیدی و خودانتقادی را در ذهن می‌کارد.

از سوی دیگر، زمستان نظم خواب را نشانه می‌گیرد. بهم ریختگی ساعت خواب، پیامی اشتباه به مغز مخابره می‌کند که نتیجه‌اش اعلام وضعیت هشدار و استرس در بدن است. این چرخه معیوب با حذف فعالیت‌های فیزیکی و کنسل کردن قرارهای دوستانه تکمیل می‌شود. ما به بهانه سرما، ورزش را کنار می‌گذاریم و از دیدار دوستان طفره می‌رویم؛ غافل از اینکه سیستم عصبی برای آرامش، دقیقا به همین تحرک و ارتباط اجتماعی نیاز دارد.

راه خروج از این انجماد روانی، جنگیدن با طبیعت نیست، بلکه سازگاری هوشمندانه است. نباید تسلیم جاذبه‌ مبل و پتو شد. حتی چند دقیقه پیاده‌روی در هوای سرد و جذب نور اندک خورشید در نیمروز، می‌تواند معجزه کند. به جای سختگیری‌های بی‌مورد و انتقاد از خود بابت اهداف انجام نشده، باید با خود مهربان بود. زمستان ذاتا فصل کندی و سکون است، اما این ما هستیم که انتخاب می‌کنیم این سکون به آرامش تبدیل شود یا به اضطراب. کلید ماجرا در حفظ حرکت، تداوم ارتباط و دریغ نکردن نور از چشم‌هاست.